آبان نوشت

نظرات را منتشر نمی کنم :)

بایگانی
آخرین مطالب

۳ مطلب در اسفند ۱۳۸۷ ثبت شده است

"کاش می دانستی که زنجیر بلندی است زندگی,که یک حلقه اش درخت است و یک حلقه اش پرنده.یک حلقه اش انسان و یک حلقه سنگ ریزه.حلقه ای ماه و حلقه ای خورشید.و هر حلقه در دل حلقه دیگراست . هر حلقه پاره ای از زنجیر ,و کیست که در این حلقه نباشد و چیست که در این زنجیر نگنجد؟؟!؟ و وای اگر شاخه ای را بشکنی ,خورشید خواهد گریست.وای اگر سنگ ریزه ای را ندیده بگیری ,ماه تب خواهد کرد.وای اگر پرنده ای را بیازاری ,انسانی خواهد مرد.زیرا هر حلقه ای را که بشکنی ,زنجیر خدا  را گسسته ای... " ـ عرفان نظرآهاری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۸۷ ، ۰۵:۳۸
آبان دخت
میام پیشت ... شاید فردا... اونجا با تو و بوی گلاب و سبزی سبزه، تازه میشم. اگه عمری بود و فرصتی، چند کلمه ای با تو و خدای تو حرف دارم ... میام پیشت ، اما اینبار تو دلم آشوبه، تو چشام آشوبه، تو صدام آشوبه ... حکایت تکراری است و تکرار ملال آور است ولی ... دلم بی اندازه تنگ است.همین.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۸۷ ، ۰۴:۴۱
آبان دخت
من تمام سعی ام را می کنم!   هر روز صبح بدون استثناء هر پاره  فکر گریز پایم را از جایی و خاطره ای جمع می کنم,به اشک چشم به هم می چسبانم ,خودم را ،ذهنم را تشویق می کنم ,خودم را ،حسم راتهدید می کنم ,ماسکی که روی آن لیبل آرامش دارد را از کشوی میزم بر می دارم,به چهره می زنم . همه مرا می بینند و تحسینم می کنند ؛تاییدم می کنند ؛مثالم می زنند؛ چهره ام آرام است و لبخندی کنج لبم ؛می دانم می خواهم چه کنم ؛دغدغه ندارم ؛پریشان نیستم ؛کارم را خوب انجام می دهم ؛خوب حرف می زنم ؛خوب تعارف می کنم ؛ خوب تحلیل می کنم ؛در همه جنبه های زندگیم پیشرفت دارم ؛کج خلق و بی قرار و بی هدف نیستم ؛قابل اطمینانم؛ هوشمندم ؛ پروژه ای نیست که من به آن تزریق شوم و پیش نرود؛کاری نیست که بخواهم بشود و نشود؛همه مرا می بینند و تحسینم می کنند؛تاییدم می کنند... .   هر شب بدون استثناء وقتی همه خوابند و مرا نمی بینند,ماسک از چهره  بر می دارم ,دلتنگ و بی قرارم ؛بارانی و بی پناه ؛باز کودکی می شوم که جز انگشت بزرگ پدر در کف دست نحیفش هیچ ندارد و به ناچار می دود تا به قدم های بلند پدر برسد ؛ خودم را،ذهنم را دلداری می دهم ؛برای خودم،حسم  دل می سوزانم و همیشه همیشه همین لحظه است که فوران سوزان اشک گونه هایم را داغ می کند و سردی مُهر سجاده ام تنها آرامشم است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۸۷ ، ۰۸:۵۱
آبان دخت